نقد و بررسی
کتاب خرسی میگه مرسی (خرسی و دوستاش) اثر کارما ویلسون ترجمه فیروزه کاتب نشر پرتقالخرسی در غار تنهاست و میخواهد دوستانش را دعوت کند، اما هیچ غذایی در خانهاش ندارد. دوستان خرسی یکییکی سر میرسند و هر کدام چیزی با خود میآورند. خرسی از همه تشکر میکند، اما همچنان ناراحت است، چون خودش چیزی در یخچال ندارد. اما این برای دوستانش مهم نیست؛ خرسی میتواند میزبان آنها باشد و برایشان قصه بگوید.
در این جلد از مجموعهکتاب «خرسی و دوستاش» که به زبان ساده و در قالب شعر نوشته شده است، یاد میگیریم برای اینکه با دوستانمان خوش بگذرانیم، لازم نیست حتماً همهچیزمان کامل باشد. کافی است یک جای خوب داشته باشیم و هر کس هر چیز از دستش برمیآید انجام بدهد. میتوانیم غذاهایمان را با هم شریک شویم. کسی هم اگر غذا ندارد عوضش خیلی کارهای دیگر میتواند انجام بدهد: مثلاً برایمان قصه تعریف کند!








0دیدگاه