نقد و بررسی
کتاب خط قرمزها را رد کن (ریپ و رد 2) اثر فیل بیلدنر ترجمه فریده خرمی نشر داستان جمعهتاکارا عید در خانه ی ما
خرس بنفشم را پرت کردم پایین تخت و یک وری خوابیدم بالشم را چنگ زدم و …
تیکی وسط اتاقم ایستاده بود.
پریدم به بالا «واای ! تو اینجا چه کار میکنی؟»
روتختی را تا گردنم بالا کشیدم .
تیکی گفت: «مادرت گذاشت بیام تو
خوابیده بودم. نگاهی به ساعت انداختم «هشت و چهل و پنج دقیقهی صبحه.
تند و تند پلک زدم. خواب نمیدیدم. تیکی جلو میز مطالعه ام ایستاده بود و بروبر نگاهم میکرد. چند وقت بود که اینجا ایستاده بود؟ دستم را بردم زیر روتختی تا مطمئن شوم شلوارک شبرنگم که صورتهای خندان داشت از کمرم پایین نیامده باشد. بعد تمام حیوانات پارچه ای را که دستم بهشان میرسید برداشتم و توی فضای بین تشک و دیوار چپاندم.










0دیدگاه