نقد و بررسی
کتاب سیزده صندلی (ادبیات وحشت) اثر دیو شلتون ترجمه میلاد بابانژاد و الهه مرادی نشر پیدایش“اگر فکر میکنی خیلی شجاعی… تو هم یه صندلی بردار و بیا.”
جک در خانهای قدیمی و ناآشنا تنها است. جند دقیقهای میشود که دستش روی دستگیرهی اتاق انتهای راهرو مانده، دو دل است که وارد شود یا نه.
بالاخره وارد میشود. در آنسوی در، اتاقی است با سقف بلند که با نور شمع روشن شده. سیزده صندلی چیده شده و یکی از این صندلیها خالی است. دوازده قصهگوی مرموز آمادهاند که قصههای خود را آغاز کنند. آیا این پسر جزات میکند به قصههایشان گوش دهد؟
جک پسر کنجکاوی است. آیا شما هم به اندازهی جک کنجکاو هستند؟








0دیدگاه