نقد و بررسی
کتاب لبه تیغ اثر ویلیام سامرست موام ترجمه مهرداد نبیلی نشر علمی فرهنگیدشوار است راه جستن به خویشتن، همچون راه رفتن بر لبه تیغ
لاری از جنگ اول جهانی به شیکاگو بازگشته است. زخمی بر تن دارد و زخمی عمیق تر در دل؛ همرزمش را از دست داده است. زنی هم در انتظار آمدنش بوده است، اما این زن آنچه در نامزد از جنگ برگشته می یابد نه جوانی جویای زندگی متعارف، که مردی رویگردان از الگوی عمومی، از عشق و از ازدواج است. رستگاری چیست؟ کجاست آن آرامش زوال ناپذیر؟ مرد در جست و جوی معنایی متعالی برای زیستن است. به پاریس می رود، به خواندن پناه می برد. سلوکی دیگرگونه (بوهمی) در پیش می گیرد. به آن شکل مالوف زندگی به تمامی پشت پا می زند. چه به دست می آورد؟ آیا جان ناآرامش قرین آرامش خواهد شد؟










0دیدگاه