نقد و بررسی
کتاب کلاه سیاه و جادوی قهرمانان شاهنامه اثر الهام مزارعی نشر علمی و فرهنگیفرمانده که با چشمان گشاد و ترسناکش زل زده به روستا، قاه قاه می خندد و می گوید اومدیم که فتح کنیم!
کلاه سیاه را روی سرش می کشد.
دورتادورش یک عالم سرباز، اسلحه هایشان را بالا می برند و فریاد می زنند مرحبا! مرحبا!
فرمانده اسلحه اش را بالا می برد. همه سکوت می کنند.
می گوید: تمام این سرزمین از غرب تا شرق زیر چکمه شماست.
با خود می گویم: ای وای، باید کاری کنم، قاعده بازی دارد از دستم در می رود.











0دیدگاه