نقد و بررسی
کتاب پسری که خواب اژدها می دید (جلد چهارم) اثر اندی شپرد ترجمه لیلا حسین رشیدی نشر کتاب چتد و چهار تن از دوستانش خواب اژدها میبینند. آن هم اژدهاهایی که در آسمان اوج میگیرند، اژدهاهایی که میغرند و اژدهاهایی که چشمکزنان میدرخشند. وقتی زیر پتوی گرمونرم خوابیدهاند، آن اژدهاها رؤیاهایشان را روشن میکنند؛ درخشنده، براق و فروزان. اما راستش را بخواهید این اژدهاها فقط در خوابها به آنها سر نمیزنند! آخر میدانید؟ تد و دوستانش رازی مشترک دارند و آن راز این است که روی درختْ اژدها پرورش میدهند؛ درخت خیلی خاصی که ته باغچهی بابابزرگ و لای بوتههای تمشک و گزنه روییده است.
اگر این حرفها را برای بقیه میگفتند، همه برایشان پشت چشم نازک میکردند؛ چون تصور میکردند که دارند شوخی میکنند! اما شما چطور؟ فکر میکنید تد و دوستانش شما را دست انداختهاند؟
نه! شما برق نگاهی در چشمهایتان دارید که مثل نفس آتشین یک اژدها سوسو میزند! و راستش را بخواهید همین برق نگاه میگوید که شما آدم مناسبی برای شنیدن این ماجرا هستید. پس اگر آمادهاید، داستان را شروع کنیم!




0دیدگاه