نقد و بررسی
کتاب شفاف اندیشی اثر شین پریش ترجمه فریبا فتحی پور و مهسا صباغی نشر میلکانهیچ چیز به اندازهی یادگیری هنر شفافاندیشی نمیتواند مسیر شما را در زندگی یا کسب و کار دگرگون کند. اما بسیاری از ما حتی موقعیتهایی را که مستلزم اندیشیدن هستند به درستی تشخیص نمیدهیم و خواه به پیروی از عادت و خواه غرایزمان، کورکورانه واکنش نشان میدهیم.
اگر از شما بپرسند که آیا در موقعیتهای حساس شفاف میاندیشید، به احتمال زیاد جوابتان «بله» خواهد بود. اما حقیقت این است که وقتی تحت فشار قرار میگیرید، قدرت اندیشه و تعقل از وجودتان رخت برمیبندد و دست به رفتاری میزنید که شما را از هدفتان دور میکند. این کتاب به شما میآموزد که در وهلهی اول موقعیتهای حساس تصمیمگیری را شناسایی کنید و بعد قابلیتهای شناختی خود را در جهت دستیابی به اهدافتان به کار گیرید.
چرا به شفافاندیشیدن نیاز داریم؟
شفافاندیشی ابزارهایی را در اختیار شما قرار میدهد تا موقعیتهای سرنوشتساز را تشخیص داده و زمان کوتاه بین محرک و پاسخ را بهدرستی مدیریت کنید. شاید ما خودمان را قهرمان داستان زندگیمان بدانیم، اما متاسفانه بیشتر اوقات سرنوشتمان را به دست ناخوداگاهمان میسپاریم. اجازه میدهیم گرایشهای پیشفرض زیستشناختی ما یا فرهنگی که در آن بزرگ شدهایم، مسیرمان را شکل دهند و خود منفعلانه فقط تماشاگر آن هستیم. حتی متوجه نمیشویم که اصلاً فرصت فکر کردن را از دست دادهایم. در بهترین حالت، ما این لحظهها را همانطور که هستند تشخیص میدهیم و تمام ظرفیت استدلال و عقلانیت خود را برای آنها به کار میگیریم.
ما با ذهنی که انباشته از اطلاعات گوناگون است اما توانایی تجزیهوتحلیل این اطلاعات یا جهان پیرامونش را ندارد، وارد دنیای بزرگسالی میشویم. تصمیمهایی که در بزرگسالی میگیریم، پیامدها و نتایج گستردهای دارند و میتوانند سرنوشت ما یا دیگران را کاملاً دگرگون کنند.
پریش از طریق داستانها، مدلهای ذهنی و موارد دیگر، حلقهی گمشدهی بین علوم رفتاری و نتایج زندگی واقعی را ارائه میکند. نتیجه یعنی کتاب حال حاضر، یک راهنمای ضروری برای بهینهسازی تصمیمگیری، به دست آوردن مزیت رقابتی و داشتن یک زندگی هدفمندتر است.
آنچه در لحظات عادی زندگی اتفاق میافتد، آیندهی ما را تعیین میکند
این کتاب راهنمایی عملی برای یادگیری شفافاندیشیدن است. بخش اول کتاب دربارهی پدیدآوردن فضایی است که باید به این کار اختصاص دهیم؛ بنابراین در وهلهی اول بایستی موانع شفافاندیشیدن را شناسایی کنیم. به این صورت خواهیم دید که بیشتر آنچه ما «اندیشیدن» تلقی میکنیم، در واقع واکنش نشان دادن بدون استدلال است. این واکنش از مجموعه غرایز زیستشناختیمان سرچشمه میگیرد که برای بقای گونهی ما فرگشت یافته. بخش دوم دربارهی تمرین شفافاندیشی است. زمانی که نقاط ضعف و قدرتتان را مدیریت کردید و بین تفکر و عمل وقفهای انداختید، میتوانید شفافاندیشی را به تصمیمهای کارآمد تبدیل کنید.





0دیدگاه