نقد و بررسی
کتاب جایی که عاشق بودیم اثر جنیفر نیون ترجمه فرانک معنوی نشر میلکانتئودور فینچ یکی از شخصیتهای اصلی این داستان، در فکر مرگ است و پیوسته به شیوههای متفاوت خودکشی میاندیشد. ولی هر دفعه رخدادی خوشآیند، او را از انجام این کار باز میدارد. وایولت مارکی دیگر شخصیت این داستان، به شدت منتظر اتمام درسش است تا بتواند از شهرش و خاطرات تلخ ناشی از مرگ خواهرش نجات یابد.
این دو شخصیت رنج دیده سرانجام در صحنهای خالی از احساس در بالای برج ناقوس مدرسه یکدیگر را ملاقات میکنند جایی که هر دو با هدف خودکشی آنجا هستند. این دیدار سبب میشود تا این دو، ناجی یکدیگر باشند و همدیگر را از خودکشی منصرف کنند. این اتفاق ارتباطی عجیب میان تئودور و وایولت برقرار میکند.
آنها موفق به کشف چیزهای جالبی میشوند: تئودور، فقط با وایولت میتواند بیپروا خود واقعیاش را به نمایش بگذارد، پسری عجیب، با نمک و پر ذوق و شوق که آنقدرها هم غیرقابل تحمل نیست و وایولت، تنها با فینچ میتواند دست از شمردن روزهای زندگیاش برداشته و زندگی واقعی را تجربه کند. ولی در طول داستان و با بزرگتر شدن دنیای وایولت، جهان فینچ، کوچک و کوچکتر خواهد شد.









0دیدگاه