نقد و بررسی
کتاب بادبادک زرد اثر پل موژر ترجمه مهتا مقصودی نشر پرتقالدر داستان «بادبادک زرد» میبینیم که ال میخواهد هفتهی اول مدرسه را عالی سپری کند. او در ردیف آخر مینشیند و دوستان تازهای پیدا میکند و همهچیز به بهترین شکل ممکن جلو میرود. اما زمانی که پدرش به دنبال او میآید، خبری بسیار بد برایش دارد: خواهر کوچکترش اکو، دچار بیماری سختی شده است و جانش در خطر است. ال خودش را میبازد و امیدش را از دست میدهد. او بعد از گذشت مدتی، با اکتاویوس، تنها کسی که ال را درک میکند دوست میشود. این دوستی، باعث میشود ال کمکم با شرایط اخت شود و متوجه شود در سختترین شرایط هم میتوان نور امید را دید.
گاهی اوقات نقشه کشیدن و برنامه ریختن فایده ندارد. ال نیز نقشههای بسیاری برای هفتهی اول مدرسهاش در سر داشت. اما ناگهان همهچیز بهم ریخت و حالا ال باید با مشکل بسیار جدیتری دستوپنجه نرم کند.





0دیدگاه