نقد و بررسی
کتاب پاریس من و پدرم اثر پاتریک مودیانو ترجمه فاطمه مطیع نشر پرتقالدر کتاب «پاریسِ من و پدرم» با کاترین سرتیتود آشنا میشویم. کاترین مثل پدرش عینکی است و دوست دارد مثل مادرش ژیمناستیککار بشود، اما او برای ورزش کردن مجبور است عینکش را بردارد. کاترین در این اجبار مزیتی میبیند: زندگی در دو دنیای متفاوت. یکی در دنیای واقعی، یعنی دنیایی که با عینک میبیند و دیگری زندگی در دنیایی لذتبخش، مهآلود و لطیف، وقتی که عینکش را برمیدارد.
پاتریک مودیانو، برندهی جایزهی ادبی نوبل، به همراه تصویرگر معروف کتابهای کودک، سامپه، داستان کاترین و پدرش را برایمان تعریف میکنند. ما با کاترین و پدرش همراه میشویم و میبینیم آنها چطور برای رابطهشان تلاش میکنند و اجازه نمیدهند هیچ مسئلهای خاطر خانوادهشان را آزرده کند؛ حتی اینکه مادر کاترین آنها را رها کرده و به نیویورک رفته یا اینکه شغل پدر کاترین درست مشخص نیست و کاترین نمیداند پدرش چطور پول درمیآورد







0دیدگاه