نقد و بررسی
کتاب چستر راکون و زورگوی بد گنده (قصه های چستر کوچولو 6) اثر اودری پن ترجمه شهلا انتظاریان نشر بازی و اندیشهکتاب «چستر راکون و زورگوی بد گنده» ششمین جلد از مجموعهی «قصه های چستر کوچولو» است. داستان از جایی شروع میشود که چستر و رونی و کیسی نمیخواهند به مدرسه بروند. چون یکی از راکونی زورگو به مدرسهشان آمده است. اما مادر به آهستگی سر چستر و رونی و کیسی را نوازش میکند و بعد از تایید ترسشان اطمینان خاطر میدهد که کمکشان خواهد کرد. بعد هم هر چهار نفر راهی مدرسه میشوند. بعد از دیدن گورکن زورگو کف دست هر یک از بچهها یک بوسهی آرامشبخش میگذارد و از آنها میخواهد تا شجاع باشند. بعد از مدرسه بچهها برای خانم گورکن از شیطنتها و اذیتهای راکون زورگو تعریف میکنند. خانم راکون با آرامش به حرفهای بچهها گوش میدهد و بعد توضیح میدهد که «بعضیوقتها حیوانات زورگو میشوند چون کار دیگری بلد نیستند. اما من یک راهی بلدم که با آن میتوانید همهچیز را عوض کنید.» خانم راکون از بچهها میخواهد تا کنار هم جمع شوند و به قصهاش در این رابطه گوش بدهند. قصهی سنگ آبی تیز و ناصاف و سنگهای طلایی صاف و غلتان. به نظر شما این قصه و ماجرای چستر و دوستانش چه ربطی به هم دارند؟ آیا میتوانند موضوع زورگویی را حل کنند؟ شما هم با خانم راکون موافقید که بعضی وقتها بعضی بچهها زورگو میشوند چون کار دیگری بلد نیستند؟






0دیدگاه