نقد و بررسی
کتاب ماجراهای بدمزه 2 (مثل خوردن آبزالو با همبرگر) اثر جولی استرنبرگ ترجمه آلا پاک عقیده نشر پرتقالدر جلد دوم از مجموعهی «ماجراهای بدمزه» النور که بهتازگی به پرستار جدیدش عادت کرده، پیشنهاد وسوسهانگیز مادربزرگش را برای رفتن به اردوی تابستانهای که مادرش هم در کودکی به آنجا میرفته، قبول میکند. زندگی النور بعد از رفتن به اردوی تابستانه بدمزه شده! اولش خیلی هیجانزده بود، چون رفتن به اردوگاه والومواپوک یک سنت خانوادگی است. او فکر میکرد توی اردو یکعالم اسمارتیز میخورد، اما وقتی به آنجا رسید، با دیدن بچههایی که از قبل همدیگر را میشناختند، حشرهها و غذای حالبههمزن و از همه بدتر کلاس شنا، تصمیم گرفت نقشهای بکشد و از آنجا فرار کند. بله، النور از کمپ تابستانی متنفر است! بودن در کمپ تابستانی برای او از خوردن آبزالو با همبرگر و یا انجام تکالیف مدرسهاش بدتر است! اما به هرحال او وارد این کمپ شده و باید با حشرات موذی، غذای افتضاح و از همه بدتر، کلاس شنا کنار بیاید!
داستان از زبان النور، دختری هشتساله، روایت میشود که اتفاقات اطراف و احساساتش را در جملات کوتاه و شیرین برایمان بازگو میکند. النور متناسب با سنش دغدغهها و نگرانیهایی دارد که به زبان ساده آنها را توصیف کرده و در طول داستان یاد میگیرد چطور با این نگرانیها کنار بیاید یا آنها را برطرف کند.









0دیدگاه