نقد و بررسی
کتاب افسانه ماهی گیر و مرغ آه اثر مژگان کلهر نشر نردبانماهیگیر آن روز هم با تور خالی از دریا برگشت. باز هم هیچ صیدی نکرده بود. مرغ آه گفت: «اگر صید خوبی داشته باشی در عوض به من چه میدهی؟» ماهیگیر گفت: «بزرگترین ماهیام را.»
مرغ آه گفت: «نه! من همان پرندهای را میخواهم که در قفس است.» ماهیگیر به قفسی که پشت پنجره بود نگاه کرد . ناگهان پرنده سرخ، بال و پری زو و خود را به قفس کوبید.





0دیدگاه