نقد و بررسی
کتاب ماکاموشی 7 (شبح مترو) اثر جرونیمو استیلتن ترجمه سید مهدی موسوی نشر هوپاعجیباً پنیرا! میگفتند سروکلهی یک شبح توی مترو پیدا شده. میگفتند مترو را تسخیر کرده. حتی از فکرش هم سیبیلهایم میلرزید. ولی مجبور بودم برای تهیهی گزارش ویژهی جریدهی جوندگان بروم دنبال این ماجرا. همه راه افتادیم که تَهوتوی ماجرا را درآوریم. همان موقع بود که فهمیدم با وحشتناکترین ماجرای عمرم طرفم… شبح مترو شبح یک گربه بود!







0دیدگاه