نقد و بررسی
کتاب مگر از روی جنازه ام رد شوی اثر کیت کلایس ترجمه حسنا مهرمحمدی نشر منظومه خرد«مگر از روی جنازهام رد شوی» رمانی تخیلی دربارهی نوشتن، خانواده، عشق و دوست داشتن و شبحی است که آزادانه در داستان پرواز میکند!
اجازه دهید ماجرا را از اول اول برایتان تعریف کنم. البته قول نمیدهم که باز هم دلتان بخواهد این کتاب را بخوانید؛ چون ممکن است حسابی بترسید! ماجرا از این قرار است که خانم آلیو س. اسپنس در زمان حیاتش نویسندهی داستانهای اسرارآمیز بود؛ داستانهایی که هیچ ناشری حاضر به چاپ آنها نشد. خانم اسپنس هم، که حسابی عصبانی شده بود، پیش از مرگش سوگند خورد تا زمانیکه یکی از آثارش چاپ نشود شبحش شهر گستلی و حتی خانهاش را ترک نکند!
۸۰ سال بعد، صاحبان جدیدی در خانه مستقر شدند که خیلی بدجنس بودند و میخواستند شبح خانه را به دام بیندازند. اما پسرشان سیمور اصلاً شبیه آنها نبود و در نهایت به صمیمیترین دوست این شبح سرگردان تبدیل شد! رفتاری که مامان و بابای سیمور اصلاً از آن خوششان نیامد. برای همین خانه را به مستأجری جدید اجاره دادند و راهی سفر شدند تا تور سخنرانیشان را با عنوان «فقط احمقها (و بچهها) به وجود اشباح باور دارند» برگزار کنند. میپرسید: چه اتفاقی برای سیمور افتاد؟ آنها پسرک را روی خانه به مستأجر جدید آقای گرامپلی نویسنده واگذار کردند! فکرش را بکنید آنها سیمور را توی خانه جا گذاشتند تا با دوتا نویسندهی داستانهای اشباح تنها باشد!
البته تا اینجا اوضاع خیلی هم بد نبود. چون دو نویسنده (یکی شبح و آن یکی زنده!) شروع کردند به نوشتن فصل اول یک داستان پر از شبح به نام «خیابان قبرستان قدیمی، پلاک ۴۳» و سیمور هم برای کتابشان نقاشی میکشید. تازه کلی هم خوانندهی پروپاقرص پیدا کرده بودند. تا اینکه یک روز نامهای مشکوک به دستشان رسید…





0دیدگاه