نقد و بررسی
کتاب فریدر و مامان بزرگ با هم داد می زنند اثر گودرون مبس ترجمه گیتا رسولی نشر محراب قلمفریدر داد میزند و دامن مامان بزرگ را می کشد مامان بزرگ مامان بزرگ بیا همدیگر را واقعاً دوست داشته باشیم!» مامان بزرگ بلند می گوید: «خیلی خب حالا دامنم را ول کن وروجک میبینی که کار دارم.» فریدر این پسر تخس هر از گاهی یک فکر بکر به ذهنش می رسد، رنگ کردن اتاق با مارمالاد قرمز یا شکافتن جوراب مامان بزرگ و مامان بزرگ حسابی عصبانی می شود. با این حال آن ها همدیگر را دوست دارند. آخه مامان بزرگ این جوری است چون فریدر هم این جوری است. ماجراهای فریدر و مامان بزرگ تمامی ندارد ما در بزرگی که همپای خوبی برای شیطنت های نوه اش است.










0دیدگاه