نقد و بررسی
کتاب گرگی به نام پرسه اثر روزان پری ترجمه زهرا توقیفی نشر پرتقالتیزپا تولهگرگی خوشبخت است که همراه برادرها، خواهرها و پدر و مادرش در قلمروشان زندگی میکند. او هر روز قد میکشد و قویتر میشود و آرزویی ندارد جز اینکه یک روز بتواند مثل پدرش،گلهی خودش را داشته باشد و آنها را سیر کند. اما با حملهی گرگهای سفید به قلمرویشان، خانواده از هم میپاشند و تولهها گم میشوند. این کتاب داستان سفر و آوارگی تیزپا پس از جدایی از خانوادهاش است. وقتی که دیگر نه گوزنی برای خوردن هست و نه آبی برای نوشیدن. تیزپا مار شکار میکند و علف میخورد و به سفرش ادامه میدهد تا سرانجام خانه و پناهی بیابد.
کتاب «گرگی به نام پرسه» مخاطب را در هر سنی که باشد با خود همراه میکند. خواننده پابهپای تیزپا رها و آزاد در علفزار میدود. مثل او دلنگران مادرش میشود و با تیزپا هنگام از دستدادن گلهاش بغض میکند. قصهی تیزپا که بعدها خودش را «پرسه» نامید، روایتی است از فداکاری و عشق برای خانواده، سرسختی در برابر مشکلات و حفظ روحیه و امید و ایمان به فردایی بهتر.








0دیدگاه