نقد و بررسی
کتاب ماجراهای تن تن انبار زغال سنگ اثر هرژه ترجمه نادر تکمیل همایون نشر کتاب چمحمد بن قلیش عزب با کودتایی از قدرت پایین کشیده میشود. او پسرش عبدالله را به مولَنسار میفرستد تا در امان باشد. مشکل بزرگ این است که عبدالله با شیطنتهایش همهی اهالی قصر را کلافه کرده است. تنها راه برای فرستادن عبدالله به خانه این است که امیر قلیش دوباره قدرت را به دست بگیرد. تنتن همراه با میلو و کاپیتان هادوک راهی خمد میشوند و در آنجا متوجه میشوند که یک باند تجارت برده در دریای سرخ مشغول به کار است. اما چه کسی پشتپردهی همهی این ماجراهاست؟
*
انبار زغالسنگ در انگیسی به اشتباه کوسههای دریای سرخ ترجمه شده و در چاپهای قدیمی با همین نام وارد بازار کتاب ایران شده است. در این کتاب هرژه باز هم سراغ موضوعات حساس و مهم قرن خود میرود و روایتی پُرهیجان و نفسگیر از واقعیتی اسفناک را به تصویر میکشد؛ واقعیتی که برای کاپیتان هادوک غیرقابلباور است، اینکه در قرن بیستم هنوز بازار تجارت برده و بردهداری رونق دارد.
در انبار زغالسنگ رکورد استفاده از شخصیتهای دوم شکسته میشود: از ژنرال آلکازار که در صفحههای اولیه ظهور میکند تا عبدالله، محمد بن قلیش عزب، دکتر مولر، اولیویرا دا فیگوئهرا، راستاپوپولوس، سرافن لامپیون، کاستافیوره، داوسون و… همهی اینها شخصیتهایی هستند که پیش از این در کتابهای دیگر مجموعه حضور داشتهاند.






0دیدگاه