نقد و بررسی
کتاب ابی گوش هایش را مخفی می کند (ماجراهای ابی هایز 6) اثر آن مازر ترجمه شبنم سمیعیان نشر پنجرههانا گفت ابی تو هنوز هم می توانی نظرت را عوض کنی. هنوز دیر نشده. اگر فکر می کنی بعدا پشیمان می شوی، این کار را نکن.
ابی به دوست هایش نگاه کرد. به این فکر کرد که مامان و بابا و خواهرهایش چه می گویند. بعد، به این فکر کرد که چه جوری ویکتوریا به او طعنه می زند و باز به او می گوید اعجوبه یک گوشواره ای. یادش آمد که همه بچه های دوم و سوم راهنمایی این حرف ها را شنیده اند. سوراخ کردن گوش اولین سد دفاعی او بود. ابی با گوشواره ها احساس اعتماد به نفس بیشتری می کرد. نفس عمیقی کشید و گفت بله می خواهم این کار را بکنم.









0دیدگاه