نقد و بررسی
کتاب بغل دیگه بسه اثر جین چپمن ترجمه معصومه چم آسمانی نشر برکهبری هیولای مهربانی بود که تنها در جنگل زندگی میکرد. او دوست داشت تنها در جنگل قدم بزند و به آواز پرندگان گوش بدهد اما هیچوقت نمیتوانست، چون هر روز صبح تا بری میآمد، خرگوشهای کوچولو میپریدند توی بغل گرم و نرمش و حسابی نوازشش میکردند. آنقدر که همهی موهای تن بری کُرک و آشفته میشد. او از این همه نوازش و بغل کلافه و خسته میشد، پس تصمیم گرفت…








0دیدگاه