نقد و بررسی
کتاب دکتر بودن چگونه است اثر کریسانتا ماری ترجمه عرشیا عالی نژاد نشر برکهآماری و تدی برای دیدن مادرشان به بیمارستان رفتند. وقتی وارد راهروی بیمارستان شدند، آنجا کسانی را دیدند که روپوشهای سفیدی پوشیده بودند و به مریضها کمک میکردند.
آماری و تدی با دقت و علاقه به کارهای دکترها نگاه میکردند و سعی میکردند بفهمند آنها چطور به بیماران کمک میکنند. تدی و آماری میخواستند بدانند دکتر بودن چگونه است!




0دیدگاه