نقد و بررسی
کتاب تفنگی که دوست نداشت شلیک کند (قصه های این جوری) اثر محمدرضا شمس نشر محراب قلمیک تفنگ بود که با همهی تفنگها فرق داشت. یک جور دیگر بود. به جای این که تیر بیندازد و پرندهها و چرندهها را شکار کند، روی سبزهها دراز میکشید و خیره میشد به آسمان.
تفنگهای دیگر بهش میگفتند: «آخه این چه کاریه که میکنی؟ مثلاً تو تفنگی. تفنگ باید شلیک کنه، شکار کنه، نه این که روی سبزهها دراز بکشه و زل بزنه به آسمون!»






0دیدگاه