نقد و بررسی
کتاب طنزهای تو خالی اثر احمد اکبرپور نشر کتاب دوکبعد از اینکه بابا و عموهایم پیکان پکیده پدربزرگ مرحومم را فروختند، به فکر این کار افتادم. اگر کسی ماشین دست دوم و حتی دست سوم کسی را می خرد، چر زیرشلواری و پیراهن و زیرپوش به جا مانده او را نخرد؛ مخصوصا اگر مال یک شخص دوست داشتنی و محترم باشد. پولی که از فروش پیکان به دستشان رسید، بین پدر و عموها و عمه ها تقسیم شد و حتی به اندازه پول یک ساندویچ هم به من ندادند… با این حال فکر تازه ای به مخم زد و گونی لباس های پدربزرگ را برای فروش گذاشتم…





0دیدگاه