نقد و بررسی
کتاب میز بابام اثر اسین باجاجی تانر ترجمه نازلی خلیلی صفا نشر برکهنیهان هر وقت حوصلهاش سر میرفت، به اتاق کار بابایش سر میزد. این یکی از کارهایی بود که دوست داشت انجام بدهد. روی میز بابایش، پر از وسیله بود!
نیهان متوجه شد چیزی که متعلق به او باشد، روی میز نیست. به فکر افتاد هدیهی خاصی برای پدرش درست کند که آن را روی میزش بگذارد. یک هدیهی خیلی ویژه، اما چه جور هدیهای؟






0دیدگاه