نقد و بررسی
کتاب جغد شوالیه و پرنده سحر خیز اثر کریستوفر دنیز ترجمه عرشیا عالی نژاد نشر برکهجغد فرمانده شوالیههای شب بود. شبها وقتی بقیهی شوالیهها خواب بودند، او در شهر نگهبانی میداد و حواسش به همهچیز بود.
یک روز صبح وقتی جغد تازه خوابش برده بود، صدای بلندی شنید: «سلاااااام، بیداری؟ به من یاد میدهی مثل تو جغد شوالیه باشم؟ من خیلی بااستعدادم… »
صدای پرندهی ریزه میزه و پُرحرف نمیگذاشت جغد بخوابد. اول به او اهمیت نداد و خوابید، اما پرنده کوچولو هر روز میآمد و درخواستش را تکرار میکرد.
جغد باید فکری میکرد که از دست این فسقلیِ پر سر و صدا خلاص شود، اما چطوری؟
کتابی دربارهی دوستی با وجود تفاوتها و استفادهی درست از تواناییها و استعدادهای فردیِ مختلف.








0دیدگاه