نقد و بررسی
کتاب وقتی آسمان به زمین می آید اثر فیل ارل ترجمه مهشید شبانیان نشر میلکانداستانی فراموشنشدنی از قدرت دوستی بین انسان و حیوان و امیدی که در دل تاریکی جوانه میزند.
سال 1941 است، جنگ دنیا را دربرگرفته و آسمانها در اشغال بمبافکنهاست. در میانهی این هرجومرج پسری به نام جوزف را به شهری میفرستند که جنگ آن را ویران کرده است. جوزف که خودش از زمینوزمان شاکی و عصبانی است، قرار است با زنی به نام خانم اِف زندگی کند که سختگیر، بدخلق و بیعلاقه به بچههاست. تنها دلخوشی خانم اف باغوحشی متروکه و جنگزده است.
بیشتر حیوانات باغوحش یا فرار کردهاند یا رها شدهاند یا از گرسنگی مردهاند… بهجز آدونیس؛ گوریلی پشتنقرهای و خطرناک که اگر بمبی به قفسش اصابت کند، ممکن است کل شهر را به خطر بیندازد. اما در روزهای سخت مدرسه، تنهایی و دلتنگی، جوزف آرامآرام در کنار آدونیس آرامشی مییابد که نه جنگ میتواند آن را از او بگیرد و نه ترس.



0دیدگاه