نقد و بررسی
کتاب ایلیا 23 (جادوی سرخ) اثر ماه منیر داستان پور نشر کمیکایه نامۀ مرموز از ناکجا میرسه و همهچی از همونجا قاطی میشه! ایلیا و رفقاش فکر میکنن دارن دنبال یه سرنخ ساده میرن، ولی هر چی جلوتر میرن، بیشتر حس میکنن دارن بازی میخورن. کل این قضیه مشکوکه مگه نه؟ البته بنظر میآد یه نفر از پشت نقاب مرموزی مراقب ایلیاست. چی پشت اون نقاب مخفی شده؟ کسی نمیدونه؛ نه ما نه ایلیا. اما من فکر میکنم قصد بدی نداره، شما چی؟ خضر هم انگار برای اولین بار نمیتونه تا تهِ ماجرا رو بخونه و خودش هم توی دو دلی گیر کرده.
بین نور و سایه یه نبرد جدید شروع شده، پشت نقابها؟ شاید یه دوست جدید. پشت چهرههای آشنا؟ شاید دشمنی که نشناختیم. ما باید تصمیم بگیریم چی رو باور میکنیم همونطور که ایلیا باید تصمیم بگیره: به حس دلش اعتماد کنه یا به نشونههایی که جلوی چشمش هست؟ چون این مبارزه با قبلیها فرق داره. دیگه خبری از مشت و لگد نیست؛ باید توی ذهنمون این مبارزه رو ادامه بدیم.
پس حواست رو خوب جمع کن حتی یه لحظه هم نباید حواست پرت بشه. ایلیا توی این مسیر جدید به کمکت نیاز داره و تو باید کنارش باشی تا با هم حقیقت رو از پشت نقابها بیرون بکشین. آمادهای؟ جلد 23 منتظرته.









0دیدگاه