نقد و بررسی
کتاب دایناسور خندان خندان اثر فریده افضلان ترجمه نرجس بیت مشعل نشر برکهمامان گفت: «چون اسمت خندان است، نباید گریه کنی.»
بابا گفت: «خندان، بهشرطی میرویم شهربازی که بخندی.»
پدربزرگ گفت: «من فقط نوهی خندان دوست دارم؛ پس بخند.»
اما اگر اسم تو هم «خندان » باشد و کسی اسباببازیات را بهزور
بگیرد یا بستنیات را بی اجازه بخورد، باز هم فقط لبخند می زنی تا
دیگران دوستت داشته باشند؟ هیچ اعتراضی نمیکنی؟
این داستان کوتاه، دربارهی آن لحظههایی است که اسمی قشنگ،
میتواند تبدیل به یک قفس شود برای پرواز احساسات تو.





0دیدگاه