نقد و بررسی
کتاب دوستان با محبت اثر حمید جبلی نشر پریانوقتی برگشت…
پشت شیشههای انتظار فرودگاه مهرآباد ایستاده بودیم.
بالاخره رضای عزیزمان پیدا شد. موهایش کمی سفید شده بود.
چهرهاش پر از اضطراب و نگرانی بود. همهجا را نگاه میکرد، جز ما که منتظرش بودیم، همه با هم دست تکان دادیم. صدایش کردیم.
بالاخره ما را دید و انگار بعد از دوازده سال دوباره لبخند زد. شاید فکرش را نمیکرد همهی دوستان و عزیزانش دوازده سال است اینجا ایستادهاند تا او برگردد.









0دیدگاه