نقد و بررسی
کتاب عینک نمی زنم اثر آنت لنگن ترجمه منیژه نصیری نشر زعفرانوقتی تانیا پیش چشمپزشک میرود، نمیتواند علامتهای کوچک را خوب ببیند. چشم پزشک به او میگوید: تانیا چشمهای تو نزدیکبین است اما ناراحت نباش. فقط باید یک عینک قشنگ بزنی.
تانیا اول چیزی نمیگوید اما همین که به خانه میرسد، جیغ میکشد: عینک نمیزنم!






0دیدگاه