نقد و بررسی
کتاب شاهزاده خانم همستر 3 (راپونزل) اثر ارسلا ورنون ترجمه حسین فدایی حسین نشر پرتقالدر کتاب سوم از مجموعهی «شاهزاده خانم همستر»، شاهزاده هریِت به قلعهی پدر و مادرش آمده، اما خیلی زود پشیمان شده است. او دوست ندارد توی خانه بنشیند. وقتی پدر و مادر یک شاهزاده مدام بهش بگویند باید مثل شاهزادهها رفتار کند، چطوری میتواند خوش بگذراند؟ از این مهمتر، وقتی دوستش شاهزاده ویلبِر به کمک نیاز دارد تا تخم مارش (هیدرا) را که گمشده پیدا کند، چطور میتواند دست روی دست بگذارد و توی خانه بماند؟ برای همین هریت با خوشحالی جستجو را آغاز میکند. رد پای دزد آنها را به سمت یک جادوگر شرور میکشاند که موش کوری به اسم راپونزل را توی برج اسیر کرده است. موش کوری که دُمش یک دم معمولی نیست. اگرچه هریت آمده تا تخم را با خودش ببرد، اما نمیتواند راپونزل را همانجا رها کند. او و ویلبِر نقشهای میکشند تا تخم را بدزدند و راپونزل را نجات دهند.
این مجموعهی جذاب، نگاهی خلاقانه و سنتشکن به قصههای قدیمی دارد و به ما یادآوری میکند که هیچوقت نباید تسلیم سرنوشت شویم! برای این منظور کافی است کمی شجاع، اهل خطر و خلاق باشیم.







0دیدگاه