نقد و بررسی
کتاب پایین اثر رولند اسمیت ترجمه مروا باقریان نشر پرتقالدر کتاب «پایین» پدر و مادر پات و کوپ که هر دو دانشمند هستند، انتظار دارند فرزندانشان هم نابغه باشند، در حالی که هیچ کدام از آنها علاقهی زیادی به تحصیل ندارند. کوپ عاشق کتاب «سفر به مرکز زمین» است و دوست دارد اعماق زمین را ببیند. او شروع میکند به کندن تونلی طولانی در حیاط خانه. پات هم در کندن تونل به برادرش کمک میکند، تا اینکه تونل به لولهی گاز برخورد میکند و انفجار بزرگی رخ میدهد. کوپ و پات خوشبختانه از این سانحه جان سالم به در میبرند، ولی این اتفاق باعث میشود پدر و مادرشان محدودیتهای زیادی برای آنها در نظر بگیرند. در نهایت، روزی کوپ بیخبر از خانه خارج میشود و دیگر برنمیگردد. یک سال بعد از ناپدید شدن کوپ، بستهای به آدرس مدرسهی پات ارسال میشود که در آن یک دستگاه ضبط صدا و کارت حافظه است. در آن دستگاه ضبط، کوپ به خاطر ترک ناگهانی خانه از پات معذرت میخواهد و میگوید که در نیویورک است و دارد دربارهی شبکههای زیرزمینی تحقیق میکند. اما پس از چند نامه، دوباره هیچ خبری از کوپ نمیشود.
در این کتاب، سرعت بالای اتفاقات و پیچیدگی لذتبخش آن، مخاطب را میخکوب میکند. شخصیتهای داستان نیز به خوبی پرداخته شدهاند و در طی آن به شکل معقولی رشد میکنند. کتاب، اشارههای خوبی هم به فرهنگ مصرفگرای آمریکایی دارد.








0دیدگاه