نقد و بررسی
کتاب من می توانم اثر ساته تن ترجمه رضوان خرمیان نشر میچکاداستان من میتوانم، قصهی جوجهای بود که با بقیهی جوجهها فرق داشت. از همان ابتدا همهی جوجهها تخمهایشان را شکستند اما او نتوانست.
همه با نوکشان دانه گرفتند، او این توانایی رو نداشت. جوجهها شنا کردند اما او شنا نکرد. آنها آواز خواندند اما او نتوانست.
اغلب، آنکه تا این اندازه ناتوان باشد، خیلی زود نابود میشود، اما جوجهی داستان ما نابود نشد. در واقع او تسلیم نشد.
جوجه در این داستان یک نشانه است. نماد کودکانی که با ناتوانیهایی به دنیا میآیند و از جمع همسالانشان رانده میشوند. جوجه این کتاب میگوید: «با همه ناتوانیها اگر اندکی تخیل داشته باشی میتوانی موفق شوی.»
در یک جمله میتوان گفت؛ کتاب “من میتوانم” دربارهی شخصیتی است که در تنهایی و ناتوانی خودش میشکفد.
کتاب “من میتوانم” با ارائهی داستان سعی دارد تا به کودکان بیاموزد برای رسیدن به اهداف راههای زیادی وجود دارد و نباید با یک بار شکست ناامید شد، باید فکر کرد و راه جدیدی پیدا کرد.





0دیدگاه