نقد و بررسی
کتاب لولا دختر جزیره اثر جونو دیاز ترجمه میترا امیری نشر پرتقالبچههای مدرسهی لولا هر کدام از یک سرزمین آمدهاند. معلم از بچههای کلاس میخواهد برای جلسهی بعد، هرکس نقاشی سرزمین مادریاش را بکشد. اما لولا وقتی خیلیخیلی کوچک بوده، آنجا را ترک کرده؛ به همین خاطر هیچ تصویری از آن سرزمین در خاطرش نیست. لولا میخواهد تصویر وطنش را توی ذهن و قلبش روشن نگه دارد، برای همین سعی میکند این تصویر را از طریق توصیفهای دیگران مجسم کند؛ کسی میگوید جزیره پُر از صدای موسیقی بود، دیگری میگوید جزیرهای بود با میوههای خوب و خوشمزه. لولا در نهایت تصمیم میگیرد سراغ پیرمردی برود که قرار است مهمترین چیز را دربارهی مهاجرت هموطنانش بگوید.
در این داستان، همهی اتفاقات نمادی از رویدادهای تاریخیِ واقعی هستند که در جزیرهی دومینیکن رخ دادهاند. صحبت از تروریسم سیاسی، در کتابی کودکانه و با زبانی نمادین، تصویری از مهاجرت و تلخیهای ترک کردن سرزمین مادری و دادن اطلاعات تاریخی و فرهنگی مهم در قالب داستانی کودکانه، از جمله نکتههای حائز اهمیت این داستاناند.







0دیدگاه