نقد و بررسی
کتاب این داستان جک و لوبیای سحر آمیز نیست اثر جاش فانک ترجمه سحر اسدی نشر پرتقالجک داستان ما از دار دنیا فقط یک گاو داشت که از بختِ بد دیگر شیر نمیداد. برای همین هم او گاو را به روستا بُرد که بفروشد. توی روستا به جک پیشنهاد دادند گاوش را با پنج تا لوبیا عوض کند. پنجتا لوبیا؟ چه مسخره! اما جک متوجه شد که به اینها میگویند لوبیای سحرآمیز! سحرآمیز؟ یعنی آرزوهای آدم را برآورده میکنند؟ یعنی جک میتواند آرزو کند گاوش برگردد؟
در این کتاب بازیِ شخصیت داستان با راوی و پیچشهای داستانی آن، روایت را بامزه و جذاب کرده است. شیوهی بیان داستان و گفتگوی مداوم شخصیت اصلی با راوی کتاب، از نکات قابل توجه این اثر است که در نوع خود یک نوآوری به حساب میآید.








0دیدگاه