نقد و بررسی
کتاب دفتر خاطرات یک بچه خفن مهربان اثر جف کینی ترجمه نیلوفر امن زاده نشر پرتقالبابای رولی همیشه به او میگوید: «رولی، تو یه بچهخفن مهربونی!» بهخاطر همین هم رولی تصمیم گرفته اسم دفتر خاطراتش را بگذارد «دفتر خاطرات یک بچهخفن مهربان». رولی تجربیاتش را توی این دفتر مینویسد و البته مثل یک نویسنده و خبرنگار، زندگینامهی دوستش گِرِگ را هم در آن میگنجاند. اما به نظر میرسد رولی گزینهی خوبی برای انجام این کار نباشد. خاطرهنویسی او اصلاً تعریفی ندارد و بخش زندگینامهی گِرِگ هم شلخته و پر از غلط است. به نظر شما آیا این خرابکاریِ رولی را میشود جمع کرد؟
بعد از مجموعهی «دفتر خاطرات یک بچهی لاغرمردنی» که دربارهی خاطرات گِرِگ هِفلی بود، حالا جف کینی به سراغ دوست گِرِگ، یعنی رولی جفرسون رفته است. رولی که دوست ندارد از رفیقش جا بماند، تصمیم گرفته برای خودش دفتر خاطراتی تهیه کرده و خاطرات خودش را، که البته در بخشی از آنها گِرِگ هم حضور دارد، ثبت کند.





0دیدگاه