نقد و بررسی
کتاب حسنی و ننه حسنی و درخت سیب (داستان اول) دویست و بیست و چهار سیب برای عروسی (داستان دوم) اثر معصومه یزدانی نشر کتاب چ«حسنکچل پسری باهوش و زبروزرنگ است و فکرش خوب کار میکند، تازه به مادرش هم خیلی کمک میکند.» تعجب نکنید! اشتباه نخواندهاید. بله، همان حسنکچل معروف را میگوییم! البته به شما حق میدهیم که توقع چنین تعریفی را از حسنکچل نداشته باشید. راستش را بخواهید مادر حسنکچل هم تا همین چند لحظهی پیش مثل شما فکر میکرد! چون آن روز قرار بود که برایشان کلی مهمان بیاید. مادر دستتنها بود و هیچ وسایل پذیراییای هم نداشت. از آنطرف هم حسنکچل، از هفت دولت آزاد، گوشهی اتاق خوابیده بود! البته تمام این اتفاقات فقط برای داستان اول است!
اما در داستان دوم همه چیز فرق میکند و میفهمیم که واقعیت با آنچه مادر حسنکچل میدید و شما هم فکر میکنید، فرق دارد! انگار حسنکچل اصلاً خواب نبوده، بلکه خودش را به خواب زده است! او میداند که آن دوروبرها چه اتفاقاتی در جریان است و فقط منتظر موقعیتی مناسب است تا به مادرش نشان دهد که چه پسر خوبی بزرگ کرده است!








0دیدگاه