نقد و بررسی
کتاب کدوبوس گم و گور شده (داستان های خونه ات کجاست تو باغچه) اثر پریسا شمس نشر علمی و فرهنگیشما میدانید اهالی باغچهی سبزیجات، صبحها چطور راهی محل کار میشوند؟ همانطور که آدمها صبحها از خواب ناز برمیخیزند و برای کار و تلاش از خانهها بیرون میروند، اهالی کتاب کدوبوس گم و گور شده، نیز درست وقتی که تازه آفتاب مهربان به زمین سبز میتابد، کوله و کیفهای خود را برمیدارند و به سراغ ایستگاه ایستگاه کدوبوس میروند و منتظر میمانند تا این اتوبوس کدویی بامزه از راه برسد. اما اگر یک روز از کدوبوس خبری نشود آنوقت چه اتفاقی خواهد افتاد؟ پریسا شمس، نویسندهی این قسمت از مجموعهی خونهات کجاست؟ تو باغچه، ماجرای این روز شلوغ و پراتفاق را برای ما تعریف میکند.
تربچهی کوچک داستان، شش کلاه بامزه و رنگارنگ دارد. این کلاهها را بابابادمجون مهربان به او هدیه داده و هر کلاه، برای یک شغل متفاوت است. در آن روز دلانگیز آفتابی، وقتی که تربچهی نقلی طبق همیشه از خواب بیدار شد، فوری سراغ کمد لباسهای خود رفت تا چشمبسته یک کلاه تازه برای خود انتخاب کند. شانس تربچهی ماجرا، کلاهِ زردرنگ کارآگاهی است. او میداند که امروز قرار است در باغچهی سبز معمای تازهای رخ دهد؛ معمایی که شاید قفل آن فقط به دست کارآگاه کوچولوی داستان ما باز شود. پس وقتی که تربچهی نقلی، ماجرای گم شدن کدوبوس را میفهمد، فوراً برای کمک به اهالی باغچه دستبهکار میشود.









0دیدگاه