نقد و بررسی
کتاب حلزون باران ندیده اثر مهتاب گودرزوند نشر برکهحلزون کوچولو تازه از خواب بیدار شده بود که نور شدیدی در آسمان دید. سرش را بلند کرد و ابرهای تیره و سیاه را در آسمان دید. بعد صدای بلند و
ترسناکی شنید. حسابی ترسید و لابهلای گلها و گیاهان پناه گرفت. یعنی چه اتفاقی قرار بود بیفتد؟ یک مرتبه دید که از آسمان، قطرههای آب
به زمین میریزد. داشت با دقت و تعجب به قطرههای آبی که از آسمان پایین میافتادند نگاه می کرد که…









0دیدگاه