کتاب گنجیشک و ابر
گاهی بچهها دوست دارند جایی پنهان شوند… گاهی یک دوست کوچک میتواند به آنها کمک کند احساس امنیت و آرامش...
گاهی بچهها دوست دارند جایی پنهان شوند… گاهی یک دوست کوچک میتواند به آنها کمک کند احساس امنیت و آرامش...
گاهی بچهها فکر میکنند برای خاص بودن باید شبیه دیگران باشند…گاهی فراموش میکنند همین تفاوتهای کوچک، آنها را منحصربهفرد میکند…...
گاهی بچهها دوست دارند همهچیز را به تنهایی انجام دهند…گاهی فکر میکنند کمک گرفتن یعنی کمتر توانمند بودن… «آرزوی آقای...
گاهی یک آرزو، فقط یک خواستهی ساده نیست…گاهی یک آرزو از نسلی به نسل دیگر میرسد و آدمهای زیادی را...
گاهی بچهها با یک داستان سیر نمیشوند…گاهی دوست دارند چند قصهی کوتاه و بامزه را پشت سر هم بخوانند و...
گاهی بچهها ساعتها با موبایل، تلویزیون و اینترنت سر و کار دارند…گاهی نمیدانند چطور در دنیای رسانه، درست انتخاب کنند…...
گاهی برای حل یک مشکل، همه باید کنار هم باشند…گاهی با همکاری، کارهای سخت خیلی راحتتر میشود… «سقف سموری» داستانی...
گاهی بچهها آنقدر عجله دارند که از لحظهها جا میمانند…گاهی فراموش میکنند کمی آرامتر باشند و بیشتر دقت کنند… «آقای...
گاهی بچهها یادشان میرود از بدنشان مراقبت کنند…گاهی نمیدانند چطور سالم و قوی بمانند… «اینطوری خودمان را سالم نگه میداریم»...
گاهی بعضی بچهها با بقیه فرق دارند…گاهی همین تفاوتها باعث میشود احساس تنهایی کنند… «سمندر خال زرد با یک خال...
گاهی بچهها دوست دارند به دیگران کمک کنند…گاهی با یک کار کوچک، میتوانند یک اتفاق بزرگ بسازند… «ماهی و قایق»...
گاهی بچهها دوست دارند هرچه دارند، زود خرج کنند…گاهی هم نمیدانند چطور پولشان را مدیریت کنند… «جیبهای کانگورویی» داستانی شیرین...