نقد و بررسی
کتاب روشنک 2 (کمان خورشید) اثر ماه منیر داستان پور نشر کمیکادر جلد اول روشنک کمان خورشید، ما با یک دختر نوجوان جسور و کلهشق به نام شیرین و روستایش میدیا آشنا شدیم. دیدیم که وقتی یه حاکم ظالم مثل ملکه الیز بخواد به مردم حکومت کنه چه اتفاقات بدی ممکنه بیفته.
تمام زحمتها و نتیجۀ کار مردم میدیا، میشه مالیات و خراج تا از طرف الیز برای فرد مرموزی به نام بانوی سایه فرستاده بشه.
در روستای میدیا مقاومت یه چیز فراموششده ست.
اما شیرین، شجاعترین و امیدوارترین دختر روستا، نمیخواد بپذیره که با جادو نمیشه جنگید و شکستش داد. اون عاشق ماجراجویی هم هست، پس رفت سراغ دخترهای نوجوان روستا که مثل خودش از زورگویی خسته شدن. اسم گروهشون رو هم گذاشتن یاران خورشید!
حالا، در جلد دوم روشنک کمان خورشید، یاران خورشید قویتر و باانگیزهتر از قبل شدن. پس هیچ بعید نیست حتی بتونن با یک عملیات غافلگیرکننده گاری خراج رو از چنگ نگهبانهای ملکه دربیارن! شاید هم بین مردم میدیا پخشش کنن.
این آرزو، حتی اگه محقق بشه، برای شیرین تازه اول راهه. اون میخواد ظلم رو از میدیا دور کنه.
شاید نیاز به یک نقشۀ جسورانه باشه! هیسسس… حتی شاید بیش از حد جسورانه! مثلاً… حمله به قصر ملکه الیز! مخصوصاً الان که شیرین تنها نیست. دوستان عزیزش… یعنی یاران خورشید… حتماً ازش حمایت میکنن.
اما مشکل اینجاست که دشمنهای زیادی توی مسیرشون هست. استر، ارژنگ، اشموغ و… شیمر! باید ازشون ترسید؟! به نظر شیرین نع! اون دلش میخواد بتونه درخشش کمان خورشید رو تا قصر تاریک ملکه الیز برسونه.
ولی مگه همیشه آدم هر چی دلش بخواد همون میشه؟ اون هم به همین راحتیها؟! بیا تا توی جلد دوم با هم این رو کشف کنیم.








0دیدگاه